هدایت غریزی

میل به شیر خوردن از ابتدا در کودک هست؛ وقتی که گرسنه می شود و این احتیاج در وجودش پیدا می شود، این میل تحریک می شود و او را هدایت می کند که در جستجوی پستان ندیده و نشناخته و انس و عادت نگرفته بر آید. همان میل او را هدایت می کند، این میل خودش خود به خود راهنماست، او را وادار می کند که دهانش را باز کند و در جستجو بر آید، اگر نیافت گریه کند. خود گریه کردن استمداد و کمک خواستن از مادر است، همان مادری که هنوز او را نمی شناسد و از وجودش اطلاع ندارد


ولی خود طفل هیچ نمی داند که هدف این میل چیست؟ هدف این گریه چیست؟ برای چه این میل در وجودش پدیده آمده؟ نمی داند جهاز هاضمه ای دارد و آن جهاز ، ماده غذایی می خواهد. بدن ما یحتلل می خواهد، او نمی داند برای چه می خواهد؟ و نمی داند فلسفه گریه، اعلام مادر است، همان مادر نشناخته که تدریجاً باید او را بشناسد. ما نسبت به میلهای عالی انسانیت، میل خداجویی و خداخواهی، میل به دعا والتجا به خدای نادیده، حالت همان طفل نوزاد راداریم، نسبت به پستان ندیده ونشناخته، و مادر ندیده ونشناخته،       

البته اگر پستانی و شیری که مناسب با معده طفل است نبود، غریزه هم او را به آن طرف هدایت نمی کرد، ارتباط وپیوستگی است بین این میل وآن غذای موجود.همچنین است سایر میلهای وجودانسان، هیچ میلی به عبث دروجودانسان گذاشته نشده، همه میلها روی احتیاج وبرای رفع احتیاج گذاشته شده است.