دو فاکتور مهم زندگی برای دختران امروز سرزمین مان

اینجا و الآن، هدفمان بررسی تفاوت های نسلی نیست. ولی برای زندگی در عصر خودمان و برای اینکه فرزند زمان خود باشیم، باید مرور کنیم که "دختر بودن" یعنی ایستادن در کدام جایگاه؟
آیا معنای سنگین و رنگین بودن برای دختران امروز تفاوتی دارد با دختران نسل های قبل؟
حداقل چیزی که هست، دختر امروز، برای تنظیم رفتار و منش خود، دلیل می خواهد. ملاک و معیاری می خواهد که حساب  کتاب داشته باشد. با تمام احترامی که با همه ی وجود و تمام قد به بزرگترها دارد، در پس توصیه ها و چارچوب های مد نظر آنها، یک مرجع و منبع محکم طلب می کند.
دختر امروز حق دارد. انبوه اظهار نظرهای سلیقه ای، هرکسی را سردرگم می کند. برای زندگی سالم و متعالی در این مختصات پیچیده ی زندگی عصر ما، ناچار باید ملاک و معیار و الگویی استاندارد پیدا کرد. نمونه هایی که اسلام و قرآن از زندگی دختران و زنان طراز، معرفی می کند، حقیقتاً فرا زمانی و فرا مکانی اند. در حدی که در مجال این یادداشت بگنجد، دو مورد از مؤلفه های مهم زندگی دختر امروز را با زندگی آن "قله ها" تطبیق می دهیم تا راهبردهایی برای مسیر خود پیدا کنیم.
نشاط و فعالیت اجتماعی
دختر، در نوجوانی و جوانی یعنی منبع انرژی و نشاط و سر زندگی. طراوت و صفای دختران، مثال زدنی و رشک برانگیز است. نمونه هایی که قرآن از زندگی دختران بیان می کند و معیارهای مدنظر خود را در خلال داستان زندگی شان ارائه می دهد، دخترانی هستند فعال با نقش هایی کلیدی.
خوب بودن، سنگین بودن، وقار داشتن و به قول خودمان خانم بودن، اصلا مساوی نیست با یک گوشه نشستن و مخفی ماندن و فعال نبودن.
دختران حضرت شعیب (علیه السلام)، دختران یک پیامبر بزرگوار الهی بودند. دختران خانه ی وحی بودند. تحت تربیت فرستاده ی مستقیم خدا بودند، اما فعالیت اجتماعی و بلکه اقتصادی داشتند. بخشی از کار دامداری، به عهده ی آنان بود که قرآن آب دادن به احشام را ذکر نموده است. این نشاط و فعالیت اجتماعی همراه است با نهایت عفت و حیا و حریم داری. و همراه است با ایفای یک نقش مهم خانوادگی یعنی همراهی و همکاری با پدر: "و لمّا ورد ماء مدین وجو علیه امة من الناس و وجد من دونهم إمرأتین تذودان قال ما خطبکما قالتا لا نسقی حتی یصدر الرعاء و ابونا شیخ کبیر" (قصص، 23)
"چون موسی (علیه السلام) به آب مدین رسید، گروهی از مردم را دید که چارپایان خود را آب می دهند و پشت سرشان دو بانو را دید که گوسفندان خود را می رانند. گفت شما چه می کنید؟ گفتند ما آب نمی دهیم تا آنگاه که چوپانان بازگردند و پدر ما پیری بزرگوار است. "
پس در فرهنگ قرآن و در فرهنگ زندگی انبیاء، حتی اگر صدها سال پیش از ما بوده باشند، دختران، با نشاط اند، فعال اند، نقش های جدی اجتماعی و خانوادگی دارند و در عین حال، با وقار و با سکینه و با شخصیت اند. این وقار و حیا را قرآن در رفتار دختران شعیب (علیه السلام) چنین بیان نموده است: " فجاءته احداهما تمشی علی استحیاء" (قصص، 25) یکی از آن دو بانو، نزد او (موسی علیه السلام) آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمی داشت.
شیک پوشی و زیبایی
زیبایی دوستی از آن دسته خصلت های آدمی است که اسلام برایش حرف دارد. نه فقط تأییدش می کند، که برایش برنامه دارد. به آراستگی و زیبایی ظاهر که شیک پوشی بخشی از آن است، اسلام اهمیت می دهد تا جایی که داشتن زینت و زیور را برای بانوان، پیش فرض می گیرد آنجا که در آیه ی حجاب در سوره نور، دستور می دهد و برنامه می دهد که  بانوان  زینت های خود را در برابر چشمان چه کسانی آشکار کنند و در چه مواقعی پنهان دارند.
غیر از مواردی که از حجاب کلی بانوان قرآن و بانوان و دختران صدر اسلام توصیفاتی آمده، شاید برای ملاحظه ی جوانب حیا و حفظ حریم ها، بطور خاص از نحوه ی لباس پوشیدن آنها توصیفی نشده باشد. اما توصیه های عمومی قرآن و اهل بیت (علیهم السلام) درباره ی آراستگی ظاهر و لباس زن و مرد مسلمان، برایمان کافی است تا نتیجه بگیریم؛ دختران طراز اسلام نیز در عین حفظ حریم و حجاب کامل در برابر نامحرم، کاملاً آراسته و به قول خودمان شیک پوش بوده اند.
امام صادق علیه‌السلام می ‌فرماید: "الْبَسْ وَ تَجَمَّلْ فَإِنَّ اللَّهَ جَمِیلٌ یُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْیَکُنْ مِنْ حَلَالٍ" لباس را زیبا بپوش؛ زیرا خداوند، زیباست و زیبایی را دوست دارد؛‌ اما باید از حلال باشد. (وسایل الشیعه، ج 3، ص 340)
سخن پایانی
دختر بودن و امروزی بودن و دیندار بودن، با حرکت در مسیر الگوهای ناب قرآنی، قابل جمع اند. باید جایگاه دخترانه ی خود را بشناسیم و ارزش های خدادادیمان را پاس بداریم.
/ 0 نظر / 54 بازدید